The unwanted Roommate
The unwanted Roommate
__________________________
ویو پارک یورین:
که دیدم رو موبایل کوک نوتیف اومد از اون جایی که خیلی کنجکاو بودم رفتم کنارش و به گوشیش نگاه کردم یه دختر پیام داده بود
_«چرا تو نگاه میکنی»
لبمو جمع کردم
+«هیچی خواستم ببینم کیه..... میشه؟»
_«معلومه میشه بیا ببینم کیه»
داشتم نگاه میکردم رفت تو چت دختره عفریته نوشته بود
چتشون🎀:
دختره: سلام عزیزم خوبی؟
کوک: اره ممنون تو خوبی چیکار میکنی؟
دختره: هیچی امشب بیکارم میای خونم
کوک: اره حتما ساعت 11 میام
با پیامی که نوشت قلبم فشرده شد به من ربطی نداره ولی خب چرا این وقت شب باید بره خونه یه دختر..............
ببخشید کوتاه بود حیحی🎀💋✨🫠
__________________________
ویو پارک یورین:
که دیدم رو موبایل کوک نوتیف اومد از اون جایی که خیلی کنجکاو بودم رفتم کنارش و به گوشیش نگاه کردم یه دختر پیام داده بود
_«چرا تو نگاه میکنی»
لبمو جمع کردم
+«هیچی خواستم ببینم کیه..... میشه؟»
_«معلومه میشه بیا ببینم کیه»
داشتم نگاه میکردم رفت تو چت دختره عفریته نوشته بود
چتشون🎀:
دختره: سلام عزیزم خوبی؟
کوک: اره ممنون تو خوبی چیکار میکنی؟
دختره: هیچی امشب بیکارم میای خونم
کوک: اره حتما ساعت 11 میام
با پیامی که نوشت قلبم فشرده شد به من ربطی نداره ولی خب چرا این وقت شب باید بره خونه یه دختر..............
ببخشید کوتاه بود حیحی🎀💋✨🫠
- ۲۴۴
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط