سخت است صبح بشود....

سخت است صبح بشود....
صبح را حس نکنی!

سخت است گرمای بی دریغ آفتاب
بر پیکر لحظه های بودنت بتابد...
گرم نشوی!

سخت است دوست نداشته باشی...
طلوع صبح فردا را...
امروز را...
که با لبخندی مهربان
به استقبال زندگی ات آمده است...

سخت است که مجبوری
هرروز نمیری!
سخت است که مجبوری
هرروز زندگی کنی!
دیدگاه ها (۱)

زندگی همیشه در اتفاق‌های بزرگ خلاصه نمی‌شود؛ گاهی تمام زیبای...

پرسه در جنگل... صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌ها داخل اتا...

عاشقانه های شبنم

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

Lost leaves/رمان جیمین

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

پروانه جان

The Joke That Broke Us

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط