دلم گرفت، دلم مُرد از هوای شما

دلم گرفت، دلم مُرد از هوای شما
کجا روم که رها باشم از جفای شما

به سوی غربت تلخ از دیار کوچ کنم؟
که "تنگ" می‌کنم این شهر را برای شما!

منی که در بغلم صد چراغ می‌سوزد
چرا قدم بگذارم به جایْ پای شما؟!

هنوز ذهن من از اعتراض لبریز است
مگر به خواب روم گم شود صدای شما!

خودم برای خودم یک رفیق می‌مانم
نه آشنای کسانم! نه آشنای شما!

مرا به خاطر عشق از خدا نترسانید
نمی‌شوم نفسی بنده‌ی خدای شما
دیدگاه ها (۱۱)

زندگی ام ،لنگ قدم های توست ؛پایت را در کفش هایم کن و شانه به...

فرض کن شک مثل آتش در تنت افتاده باشدآتشی که با غرض در خرمنت ...

باز از قافله ی عشق جداییم هنوزآخر از حادثه بی نان و نواییم ...

می تواند که تو را سخت زمینگیر کند درد یک بغض اگر بین گلو گیر...

❤️💔❤️تو مرا آزردی، که خودم کوچ کنم از شهرت،تو خیالت راحت، می...

یااَبَالحَسَنِ یا عَلِیَّ بنَ موُسَی الرِضا یَابنَ رَسوُلِ ا...

¹⁴⁰⁵'⁰⁴'¹⁵²¹ : ³⁵part ¹.از کودکی یاد گرفتم که انسان‌ها هیچگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط