❤️💔❤️
❤️💔❤️
تو مرا آزردی، که خودم کوچ کنم از شهرت،
تو خیالت راحت، میروم از قلبت،
می شوم دورترین خاطره در شب هایت،
تو به من میخندی،
و به خود می گویی باز می آید و می سوزد از این عشق، ولی، برنمی گردم، نه...
می روم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد،
عشق زیباست و حرمت دارد...
تو مرا آزردی، که خودم کوچ کنم از شهرت،
تو خیالت راحت، میروم از قلبت،
می شوم دورترین خاطره در شب هایت،
تو به من میخندی،
و به خود می گویی باز می آید و می سوزد از این عشق، ولی، برنمی گردم، نه...
می روم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد،
عشق زیباست و حرمت دارد...
- ۸۰۳
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط