طاقتشو دارے بخونـے؟

طاقتشو دارے بخونـے؟

یه روزے

قلب من ♥

مال کسی بود...

اون یه نفـــــر

قلبمو شیکوند و رفت...

خودم تنهایے رفتمو تیکه هاشو جمع کردم...

خواستم به هم بچسبونمشون نشد...

دستم با تیکه هاے قلبم ، زخم شد...

اشک ریختم...

ناراحت شدم...

دلگیر شدم از کسے که قلبمو به اون روز انداخت...

آدم هاے زیادے اومدن تا قلبمو ازم بگیرنو برام درستش کنند

اما دست اونارو هم بریدم و قلبشونو انداختم زیر پام...

دلم میخواست همه مثل خودم زخم خورده بشن...

تا روزے که دلم عشق خواست...

اون موقع کسے نمیتونست قلب شکستمو نگه داره چون زخمیش میکردم...

پس هر تیکه از قلبمو دادم به یکے ...

اسممو گذاشتن لاشـــــے ...

چون به قول خودشون هرز میپریدمو قلبم دست همه بود...

و اونے که بهم خیانت کرد آدم خوبے بود...

اما من...

شدم آدم لاشـــــــــــــــے که تیکه هاے قلبش دست همه بود...

دیگه از اون روز قلبم نشکست...

میدونے چرا؟
چون از بس خورد شده بود که کسے نتونست بیشتر بشکندش...
امــا دلگیرم از کسے که باعث شد نتونم دوباره طعم عشقو بچشم...
ولے...
مگه میشه قلب کسیو بشکنیو تقاص پس ندے!!!
دیدگاه ها (۱۸)

✘امشبــ یه جـور ناجـورے دلـم گرفته ✘یه جـورے که انگـار هیچچ...

خدایا…دهانم را بو کن…ببین، بوی سیب نمیدهد!من هیچ وقت حوایی ن...

⇄ دلم گــــــرفت... ⇄ ♥واســــــه چیـــــزایــــــی که شــــ...

همه چی شوخیهدل احساس وقتدوست داشتن تو فقط هستی که تنهایی شو ...

الماس زیبای من part⁵ویو کوک:- توی جلسه همش به فکر دخترم بودم...

پارت ۳۱: فروپاشیِ کامل (تسلیم)اون‌جین داشت اون گوشه، با یه د...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت سوم: پژواکِ یک کابوسحالا یک سال از...

نشان سوخته.

#درخواستی_هیونلیکس#سقوط_در_سکوتتصویر جلوی چشم‌های هیونجین ثا...

ادامه پارت ۲۰ قسمت اول

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

میناب ۱۶۸اوایل جنگ از هر صدا قلبم از سینه بیرون میزد و از شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط