الماس زیبای من part⁵
الماس زیبای من part⁵
ویو کوک:
- توی جلسه همش به فکر دخترم بودم بلاخره جلسه تموم شد و به تهیونگ گفتم کارها رو انجام بده تا من برم پیش ملکم لحظه شماری میکردم که برسم عمارت و دخترکمو توی بغلم بگیرم و ببوسمش سوار ماشین شدم و به سمت عمارت حرکت کردم بعد 20مین رسیدم خونه و درود باز کردم آجوما اومد سمتم
+سلام پسرم خسته نباشی
- سلام آجوما پرنسسم کجاست؟
+اون... چیزه توی اتاق هست پسرم(یکم استرس)
- باشه و به سمت اتاق مشترکشون حرکت کرد وارد اتاق شد ، ات روی تخت نشسته بود سریع سمتش رفت و محکم بغلش کرد
• آییییی کوکی یواش تر ( بخاطر زربه ها بدن درد داشت)
- پرنسس بابا دلم برات تنگ شده بود دخترکم
• منم ددی جذابم
- بوس های ریز روی گونه و گردنش میزاشتم متوجه تغییر مدل موهای ات شدم گفتم ، نفسم چتری خیلی بهت میاد
• مرسی بابایی
- میخواستم سرشو ناز کنم متوجه سیاهی گونش و زخم پیشونیش شدم ، ات(عصبی و نگران)
• جونم؟(استرس)
- گونه و پیشونیت چی شده دخترکم؟ ( عصبی و نگران)
• هـ ... هیچی امروز که داشتم میومدم عمارت خوردم زمین (استرس ،حول)
- به من دروغ نگو معلومه سرت چند بار ضربه خورده (عصبی)
• کوکی(بغض)
- جانم دخترکم؟(نگران)
• رونیا و اکیپش توی دانشگاه همش اذیتم میکنن
این بلا رو هم اون ها سرم آوردن(بعض)
- الاهی کوکی فدای بغضت بشه، بعض نکن پرنسمم (نگران) خودم به حسابشون می رسم خودت که میدونی چیکارشون میکنم پرنسمم(عصبی زیاد)
• کوکی من دوست ندارم کسی بمیره
- کسی که ملکه منو اذیت کنه باید تاوان پس بده با دست های خودم تیکه تیکشون میکنم(عصبی)
منو توی بغلش کشید و بوسه ای روی گونم زد و بعد بوسه ای روی لبم زد قطار بوسه هاشو تا گردنم برد دستشو روی پام حرکت میداد که یهو دستش خورد به زخمم که جیغ خفه ای کشیدم ، کوک نگران بهم نگاه کرد و گفت
- چی شده دخترکم؟(نگران)
• پـ... پام (درد و بعض)
- (شلوارشو زدم بالا زانوشو دیدم که زخم عمیق داشت و اون پوست بلوریش سیاه کرده بود عصبی شدم و گفتم...
خمارییییی....
با حمایت هاتون ذوقی میشم جوجه های رونا🥹🤏🏻🫂💕💕
ویو کوک:
- توی جلسه همش به فکر دخترم بودم بلاخره جلسه تموم شد و به تهیونگ گفتم کارها رو انجام بده تا من برم پیش ملکم لحظه شماری میکردم که برسم عمارت و دخترکمو توی بغلم بگیرم و ببوسمش سوار ماشین شدم و به سمت عمارت حرکت کردم بعد 20مین رسیدم خونه و درود باز کردم آجوما اومد سمتم
+سلام پسرم خسته نباشی
- سلام آجوما پرنسسم کجاست؟
+اون... چیزه توی اتاق هست پسرم(یکم استرس)
- باشه و به سمت اتاق مشترکشون حرکت کرد وارد اتاق شد ، ات روی تخت نشسته بود سریع سمتش رفت و محکم بغلش کرد
• آییییی کوکی یواش تر ( بخاطر زربه ها بدن درد داشت)
- پرنسس بابا دلم برات تنگ شده بود دخترکم
• منم ددی جذابم
- بوس های ریز روی گونه و گردنش میزاشتم متوجه تغییر مدل موهای ات شدم گفتم ، نفسم چتری خیلی بهت میاد
• مرسی بابایی
- میخواستم سرشو ناز کنم متوجه سیاهی گونش و زخم پیشونیش شدم ، ات(عصبی و نگران)
• جونم؟(استرس)
- گونه و پیشونیت چی شده دخترکم؟ ( عصبی و نگران)
• هـ ... هیچی امروز که داشتم میومدم عمارت خوردم زمین (استرس ،حول)
- به من دروغ نگو معلومه سرت چند بار ضربه خورده (عصبی)
• کوکی(بغض)
- جانم دخترکم؟(نگران)
• رونیا و اکیپش توی دانشگاه همش اذیتم میکنن
این بلا رو هم اون ها سرم آوردن(بعض)
- الاهی کوکی فدای بغضت بشه، بعض نکن پرنسمم (نگران) خودم به حسابشون می رسم خودت که میدونی چیکارشون میکنم پرنسمم(عصبی زیاد)
• کوکی من دوست ندارم کسی بمیره
- کسی که ملکه منو اذیت کنه باید تاوان پس بده با دست های خودم تیکه تیکشون میکنم(عصبی)
منو توی بغلش کشید و بوسه ای روی گونم زد و بعد بوسه ای روی لبم زد قطار بوسه هاشو تا گردنم برد دستشو روی پام حرکت میداد که یهو دستش خورد به زخمم که جیغ خفه ای کشیدم ، کوک نگران بهم نگاه کرد و گفت
- چی شده دخترکم؟(نگران)
• پـ... پام (درد و بعض)
- (شلوارشو زدم بالا زانوشو دیدم که زخم عمیق داشت و اون پوست بلوریش سیاه کرده بود عصبی شدم و گفتم...
خمارییییی....
با حمایت هاتون ذوقی میشم جوجه های رونا🥹🤏🏻🫂💕💕
- ۱.۱k
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط