زمان گذشت بدون توجه به چیزهای کوچکی که کم هم نبودند

زمان گذشت بدون توجه به چیزهای کوچکی که کم هم نبودند
چیزهای کوچکی که حداقل می توانستند تحمل کردن زندگی را آسان تر کنند
گاهی فرصت نبود ، گاهی حوصله
و من خیلی دیر این را فهمیدم
خیلی دیر
هر چند که شاید هنوز هم پشت این همه سیاهی
کسی یا چیزی پیدا شود که نام من را از یاد نبرده باشد ....
دیدگاه ها (۷)

ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺑﺎﺩ ﺑﺴﭙﺎﺭﺑﺎﺯ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﺎﺯ ﺍﺷﻚ ﺍﺯ ...

دلتنگم شاید بارها این را گفته باشم اما امروز دلتنگم بیش از گ...

دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمیکند دیگر گرمای هیچ دستی دلم...

همچون ساعت شنی شده ام که نفس های آخرش را میزند و التماس میکن...

گاهی بزرگ‌ترین دلتنگی، نداشتنِ کسی نیست...داشتنِ کسی‌ست که ف...

...پنج پارتی از جیمین....

گاهی چشم‌ها را روی یک رویا می‌بندیم،اما خاطره‌اش هر شب در دل...

بعضی آدم هابی آنکه خودشان بدانندآرام آرام جایی در قلب آدم با...

ژنرال باتون و ژنرال مک‌آرتور و ترامپاین دوتا ژنرال رو کسی می...

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

⁨ ⁨ گاهی دوست داشتن، خودش زخمى ست كه هيج وقتخوب نمى شود.دوست...

"𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒉𝒂𝒕 𝑹𝒂𝒊𝒏𝒚 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕"𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐بعد از آن شب بارانی، قرار نبود...

Part ¹با سردرد شدیدی از خواب بیدار شدم، لباس عروس هنوز تنم ب...

این یه آهنگ روسیه... که به حرف خیلی ساده ولی عمیق میزنهگاهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط