و اون قدیما همیشه علاجی برای هر دردی بود مثِ

و اون قدیما همیشه علاجی برای هر دردی بود مثِ
روغنِ چرخ خیاطی برای ناله‌های لولای در
مثل دوا گلی برای ‌زخم‌های کودکانه سرِ زانو، مانند
آغوش "مادر" برای باریدنِ همه بغض‌ها و حالا
چقدر دستِ ما خالی شده است...
دیدگاه ها (۲)

گاهی دلم برای خودم می‌سوزه؛ برای تمام لحظه‌هایی که لبخند زدم...

آقا... بابامای کاش باز آیی و من پای تو بوسمدر سجده روم، صورت...

به یاد همون بچه هایی که امروز به جای اینکه بشینن روی نیمکت ه...

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

پارت ۱۶

فکر کن در کمتر از یکسال دو بار به کشورت حمله کنن و تمام زنان...

چند پارتی

راهنمای شوره و چربیاین مقاله راهنمای تشخیص و مدیریت مشکلات پ...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط