آقا......بابام
آقا......بابام
ای کاش باز آیی و من پای تو بوسم
در سجده روم صورت زیبای تو بوسم
هر جا که برفتی و دمی جای گرفتی
آنجا بروم گریه کنان جای تو بوسم
باباها عطر خاصی دارند..
«هر گلی عطر خودش را دارد، اما آنها نمیدانند که عطرِ “بابا” فراتر از هر بو است. بویی که نه از گلستان میآید و نه از طبیعت؛ بویِ آرامش، بویِ امن بودن، و بویِ خانهای که در آن پناه میگرفتیم. حالا که او نیست، انگار تمام بوهای دنیا بیرنگ شدهاند. میگردم میان خاطرات، دنبال همان رایحهی خاص میگردم؛ همان که با شنیدنش، تمام ترسهای دنیا از یادم میرفت. جای خالی تو، بویِ تنهاییِ بیانتها را به خانه آورده است…»
.
.
.
ای کاش باز آیی و من پای تو بوسم
در سجده روم صورت زیبای تو بوسم
هر جا که برفتی و دمی جای گرفتی
آنجا بروم گریه کنان جای تو بوسم
باباها عطر خاصی دارند..
«هر گلی عطر خودش را دارد، اما آنها نمیدانند که عطرِ “بابا” فراتر از هر بو است. بویی که نه از گلستان میآید و نه از طبیعت؛ بویِ آرامش، بویِ امن بودن، و بویِ خانهای که در آن پناه میگرفتیم. حالا که او نیست، انگار تمام بوهای دنیا بیرنگ شدهاند. میگردم میان خاطرات، دنبال همان رایحهی خاص میگردم؛ همان که با شنیدنش، تمام ترسهای دنیا از یادم میرفت. جای خالی تو، بویِ تنهاییِ بیانتها را به خانه آورده است…»
.
.
.
- ۵۸۱
- ۰۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط