چه فرق می کند با کدام لهجه درد می کشم

چه فرق می کند با کدام لهجه درد می کشم
هربار دوست داشتن
مرا یاد شکم های برآمده می اندازد
و فکر می کنم باید به جای عشق
برای دکمه هایم دلیل محکم تری می آوردم
زن
زاییده نمی شود
ساخته می شود
و دختری که صدای گریه های عروسک تازه اش
از تمام شریان هایش عبور می کند
چه دیر می فهمد اگر گل های چادر مادرش را
محکم تر بو می کرد
هیچ وقت گم نمی شد
و چه زود یاد می گیرد لالایی های تازه اش را
باید خرج آجرهای خانه اش کند
تا مدادهای رنگی دخترش
سقف ها را با درد کمتری روی دیوارها بکشند
می دانم
قرار بود هیچ وقت برای تو لالایی نگویم
تا صبح ها به خاطر پرهای خیس بالش من
به رنگ آسمان شک نکنی
و به آوازهای غمگین پرنده هایی
که هرشب تخم های شکسته می گذارند
قرار بود هیچ وقت لالایی نگویم
چیزی نگویم
اما در گلویم آوازهای هزاران پرنده ی مرده گیر کرده است
و زندگی دست هایش را
هر شب دور گردنم قفل می کند و کلیدش را
خانه های کوچک نقاشی های تو قورت می دهند!!!!!

الی
دیدگاه ها (۳)

ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻩﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮ ﻭ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻢ ﺍﺯ ﭘﺲ ﺍﺷﮏﻫﺎﯾﻢ ﺑﺮ ﺑﯿﺎﯾﻢﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﺑﻪﺍﯼ ...

برای کشتن یک زننیازی نیستفریاد بزنی , ترکش کنی , رویاهایش را...

♥♡تقدیم به بهترین دوستانم♡♥ زندگی درکنار شما فوق...

مورچه باش!ولی متفاوت باش! ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻧﮕﺸﺘﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺍﯼ ﻣﯿ...

نمیبخشمت p.3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط