امروز داشتم از کنار ی پسره رد میشدم داشت با دوس دخترش تلف

امروز داشتم از کنار ی پسره رد میشدم داشت با دوس دخترش تلفنی حرف میزد یهو گفت؛
.
.
.
.
قهرنکن دیگه مگه من قورباغه زشت واحمق تو نیستم!!!!

بعــــــد انتظار دارین طوفان نیاد؟؟؟؟؟
زلزله نیاد؟؟؟؟
داعـــــــش نیاد؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:26اون..اینجا چیکار داشت ...

I'm not jealouspart 42نفس های داغشو کنار گوشم احساس میکردم ی...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

P7 .MY GOOD MISTAKE.

پارت چهار قرمزی 🍨😅و... هانما یهو وحشیانه ات رو بوس کرد ات تق...

رمان دخت من

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 116・⁠]⁠ᕗبلند خندیدم و مثلا د...

رمان تهیونگ

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط