دل من تـنها بـود ،
دل من تـنها بـود ،
دل من هرزه نـبـود....
دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا....
به کجا...؟!
معـلـوم است ، به در خانه تو...!
دل من عادت داشـت ،
که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری....
که تو هر روز آن را به کناری بزنی....
دل من ساکن دیوار و دری ،
که تو هر روز از آن می گـذری....
دل من ساکن دستان تو بود....
دل من گوشه یک باغـچه بـود....
که تو هر روز به آن می نگری....
راستی ، دل من را دیـدی....؟!!
دل من هرزه نـبـود....
دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا....
به کجا...؟!
معـلـوم است ، به در خانه تو...!
دل من عادت داشـت ،
که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری....
که تو هر روز آن را به کناری بزنی....
دل من ساکن دیوار و دری ،
که تو هر روز از آن می گـذری....
دل من ساکن دستان تو بود....
دل من گوشه یک باغـچه بـود....
که تو هر روز به آن می نگری....
راستی ، دل من را دیـدی....؟!!
- ۱.۹k
- ۰۴ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط