مے بینےخدا…..؟؟؟

مے بینےخدا…..؟؟؟
داشتیم بازے میکردیم….
اون رفت چشم گذاشت …
من رفتم قایم شدم…
ولے اون به جاے من یکے دیگه را پیدا کرد و ….
.من براے همیشه گم شدم….
دیدگاه ها (۱)

وانشات استاد کیم هیچ حرفی رد بدل نشد رسیدیم سر کلاس بودم کلا...

منی که همیشه می‌رفتم پیش اون باهوش کلاس برای امتحان می‌نشستم...

‏🦙[۱۵:۲۰ به وقت کره]قبل از کار رفتم Kiaf Frieze*و می‌خواستم ...

این تایپمه🙂 ENFP و کپشن خونده شودمی‌دونم برای کسی مهم نیست و...

پارت ۳۱: فروپاشیِ کامل (تسلیم)اون‌جین داشت اون گوشه، با یه د...

چند پارتی

*🐹: «دیروز با جونگکوک، یا شاید هم پریروز، مدت زیادی توی اتاق...

عــافـم؛ دوستان من دارم میرم شایدم برای همیشه،واقعا برای حما...

پارت یک هانا و یونگی نقش اصلی داستان ویو هانا من یه دختر بدب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط