*🐹: «دیروز با جونگکوک، یا شاید هم پریروز، مدت زیادی توی ا

*🐹: «دیروز با جونگکوک، یا شاید هم پریروز، مدت زیادی توی اتاق بازی کردیم.»

🐹: «فکر کنم تا ساعت ۷ صبح بازی کردیم و آخرش واقعاً خیلی غمگین بود.»

🐹: «داشتیم یه بازی تک‌نفره بازی می‌کردیم و پایانش انقدر ناراحت‌کننده بود که اشک توی چشم‌های جونگکوک جمع شد و حتی اشک من هم سرازیر شد. من کلاً خیلی کم گریه می‌کنم.»

🐹: «چند بار شده موقع بازی کردن گریه کنم، ولی... این یکی واقعاً انقدر غمگین بود که دیگه...»
دیدگاه ها (۰)

وقتی میگم مردم شانس دارن ما ش*ش به روایت تصویر:جونگوک بنر ای...

پارت شانزدهم چند روز بعد توی این چند روز تهیونگ خیلی بهتر از...

#Bubble Changbin 🫧 🐷🐰: روی استیجی اجرا کردیم که هنوزم نمی‌تو...

🫧هانی در بابل پیام فرستاده🐿🐿: واو استی‌های ما، واقعاً این هف...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ناخوداگاه دوییدم ...

آرمی تهیونگ رو اینجا دیده بود 💜فقط تصور کنین داشتیم توی مرکز...

*🐰: اوه، این دیگه چیه؟🐰: آه، ممنون!🐰: اصلاً خبر نداشتم.🐰: مم...

*🐰: اوه، این دیگه چیه؟🐰: آه، ممنون!🐰: اصلاً خبر نداشتم.🐰: مم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط