من صبورم اما؛

من صبورم اما؛
بی دلیل از قفسِ
کهنه ی شب می ترسم
بی دلیل از همه ی تیرگی رنگِ غروب
و چراغی که تو را
از شبِ متروکِ دلم دور کند
من صبورم اما
آه ، این بغض گران
صبر چه می داند چیست •••
دیدگاه ها (۱۶)

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،اندوه آرام‌آرام از شانه‌های شهر بالا م...

عاشقانه های شبنم

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

عاشقانه های شبنم

..نازنین، در حالی که دستش را دور شانه‌ی سینا حلقه کرده، به پ...

عاشقانه های شبنم برا بابامحمدم

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

عاشقانه های شبنم

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط