عاشقانه های شبنم
این روزها دلم شبیه پنجرهایست که رو به تو باز مانده،
باد میآید، غبار میآید، تاریکی میآید…
اما تو نه.
دور شدهای، آنقدر دور که گاهی خیال میکنم تمام فاصلههای جهان
برای همین دلتنگی من اختراع شدهاند.
با اینهمه هنوز وقتی شب آرام مینشیند،
نامت در سینۀ من روشن میشود
مثل چراغی که راه را به مسافر گمشده نشان میدهد.
میدانم که فاصله حقیقتی سرد است،
اما باور کن هر بار که به تو فکر میکنم
جهان کمی گرمتر میشود،
کمی مهربانتر،
و من… کمی زندهتر.
باد میآید، غبار میآید، تاریکی میآید…
اما تو نه.
دور شدهای، آنقدر دور که گاهی خیال میکنم تمام فاصلههای جهان
برای همین دلتنگی من اختراع شدهاند.
با اینهمه هنوز وقتی شب آرام مینشیند،
نامت در سینۀ من روشن میشود
مثل چراغی که راه را به مسافر گمشده نشان میدهد.
میدانم که فاصله حقیقتی سرد است،
اما باور کن هر بار که به تو فکر میکنم
جهان کمی گرمتر میشود،
کمی مهربانتر،
و من… کمی زندهتر.
- ۴۸۱
- ۰۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط