(فقط یه آرمی بودی) پارت۸

(فقط یه آرمی بودی) پارت۸

جیمین: نه
ا.ت: چی نه
جیمین: کوک نه
کوک: چی نه
ا.ت: بگو بد میکاپ کردم
جیمین:نگو کوک بگو آقای جئون جونگکوک
ا.ت: جیمین
جیمین: جانم
ا.ت:هیچی کوک
جیمین:ا.ت
ا.ت: ببخشید اقای جئون نمیخواید برید
کوک: میرم کنسرت دو ساعت دیگه شروع میشه
سریع تموم کنیدا نخواید بمونید و امشب بیاین خونه ی من فیلم دانلود کنم نگاه کنیم
جیمین:باشه
کوک:ا.ت تو هم بیا
ا.ت: من چرا
جیمین:نه نیار دیگه بیا
کوک: راست میگه
ا.ت:باشه
چند دقیقه بعد
ا.ت: کار تو هم تموم شد
جیمین:میشه یکم حرف بزنیم تا استرسم بریزه
ا.ت: من که قبلا کنسرتاتون رو میدیدم هیچ استرسی نداشتی
جیمین: مگه تو از داخل دلم خبر داشتی
ا.ت: پس چرا اینقدر خوب اجرا میکردی
جیمین: بخاطر تشویق آرمیا
ا.ت: کی استرستو کمتر میکرد
جیمین: اعضا دلداریم میدادن
دست جیمین رو گرفتم و بغلش کردم
ا.ت:ببین استرس نداشته باش من هم میام اجراتو ببینم
جیمین:مرسی که هستی امشب میای خونه کوک
ا.ت: آره
دیدگاه ها (۴)

(فقط قرار بود بردش باشی) part twelveتهیونگ گفت: پس چرا عزیزم...

(فقط یه آرمی بودی) پارت ۹شبرفتم خونه کوک دم در زدمکوک:کیها.ت...

(فقط یه آرمی بودی) پارت ۷شبجیمینرفتم تو اتاقم خوابیدمکوک: هی...

(فقط یه آرمی بودی) پارت ۶جیمین: میتونم بمونما.ت: البته راحت ...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

love in the dark②②اشک تو چشمانم جمع شدیعنی چی؟ میخواد از من ...

love in the dark②⑥بعد از چند دقیقه رفتم اتاق خودم قلبم داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط