ساده بگویم

ساده بگویم
نگاه زاده علاقه است
وقتی دو چشم روشن عشق
                          به تو نگاه می‌کند
تو دیگر از آن خود نیستی
کودک می‌شوی، جوان هستی و جوانی نمی‌کنی
رد می‌شوی، پیر هستی، می‌مانی
همیشه در پی آن گمشده‌ای هستی
                                     که با تو هست و نیست
باز در پی آن علاقه پنهان
آن نگاه همیشه تازه هستی
از آن دو چشم روشن
                          عشق را
در غبار بی‌امان زمان،
                            جستجو می‌کنی
غافل از اینکه
او دیگر تکه‌ای از تو شده است
سایه‌ای خوش بر دل تو
گوشه گوشه این خراب
سرشار از عطر نگاه توست،
                                    عزیز
 
 محمد علی بهمنی
دیدگاه ها (۲)

اینکه بگویم تو را دوست دارم یا عاشقت هستم حرف دقیقی نیست بهت...

‍ حرف‌های ما هنوز ناتمام ....تا نگاه می‌کنی وقت رفتن استباز ...

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

عاشقانه های شبنم

نشستم گوشه ای از سفرهء همواره رنگینتچه شوری در دلم افتاده از...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

«زندگی، مثل یک آینه است؛سرد، صیقلی، و بی‌رحم.ما در برابرش می...

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط