وصف رخسارتورادیدم ودلدارشدم

وصف رخسارتورادیدم ودلدارشدم

من به هرآینه ای درپیِ دیدارشدم

((من به خال لبت ای دوست گرفتارشدم

چشم زیبای تورادیدم وبیمارشدم))

فکرمن جزبه درخانه ی توراه نرود

ازخیال تو منِ مجنون وبیکارشدم

مهرتودر دل این فردحقیرمی ماند

من به هرمهری به جزمهرتوبیزارشدم
دیدگاه ها (۱)

زندگی یعنی همین امروز همین حالا یعنی در...

چشمان منبه دیده او خیره مانده بود جوشید یاد عشق کهن در ن...

داغون یعنی نباشی و بیاد بارونقدم زدن تنها تو خیابون تو باشی ...

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنندچون به خلوت می‌روند ...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

بعضی آدم‌ها را نمی‌شود فقط دوست داشت؛باید عمیقاً به بودنشان ...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

بـه حَـدی دوسـتَت دارَم کـه میـدانَم خُـدا روزی سوالَـش از...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط