با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوستم ندار

با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوستم نداره
رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد
صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد…
دیدگاه ها (۴)

رمان

همسر غیره منتظره

part 8?جیمین ویو:خیلی خوابم میومد و دلم میخواست بخوابم اما ت...

dark love

منو ببخش پارت ۳

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part25براش از نقشم توضی دادم و غر زدناشو گذاش...

دوستان دوستان!!دیشب بهتون گفتم که پارت ریندو رو میزارم اما ن...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:69اومد دم در اتاق و در زد...-...

the first lie

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط