خســته ام از تظـاهر به ایستادگی.......

خســته ام از تظـاهر به ایستادگی.......
از پنـهــان کـردن زخم هایم...زور که نیسـت ....
دیـگــر نمیـتــوانــم بـی دلـیــل بخنـدم و....
بـا لبـخنـدی مســخـره وانمود کنـم هـمــه چــــیــز رو بـــه راه اســـتــــ ....!!!!
اصـــلأ دیـگر نمیـخـواهــم کـه بـخـنـدم ...
میـخواهــم لـج کنـم ...بـاخودم ...بـا تـو ...بـا هـمـه ی دنـیـا...!
چـقـدر بگـویـم فــردا روز دیگـریـسـت ...
و امـــروز بیـایـد و مــثـل هــر روز باشـی....؟!؟!
خــســتــه ام .... از تـو .... از خودم ....از همه ی زندگی .....
دیدگاه ها (۲)

☆☆☆N☆☆☆☆می شود تنها شويم يک بوسه از چشمت کنمحلقه ی پيوندمان ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت شــانزدهــمشــانزده...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــونقسمــت بیســت و دومسـوم سپتـ...

My best friend

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۸صبح روز پایانی، وقت...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

رها💔 چشم هایش به قلبم نرسیدنداز آن عبور کردندبعد از او فهمید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط