دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون
قسمــت شــانزدهــم
شــانزدهــم آگــوست
ماهِ من، در همه‌ی آسمان ها:)

ماه من، تنها چراغی که هرشب در آسمانم روشن بود.
ستاره ها می‌چرخیدند و ابرها می‌رقصیدند و من فقط یک تماشاچی بودم.
از اینکه افتخار تماشا کردنت را دارم، خشنودم ماه من.. اما اوه..
آه از تملک که وجودم را بلعیده بود، عشق پاکم را ربوده بود و قلبم را پوشانده بود.
نمیتوانم انکار کنم اگر قدرتش را داشتم، هزاران ستاره را در آسمانی که تو در آن میدرخشی خاموش میکردم، میلیون ها ابر را در هم میریختم و خورشید را می‌سوزاندم.
آه از آن روزی که می‌توانستم دیگر تماشاچی هایت را فراری دهم تا تنها تماشاچی این نمایش باشم.
وقتی به ابر ها رقص می‌آموزی، میخواهم پرواز کنم و ابر هارا درهم بریزم. وقتی نگاهت به ستاره ها وصل میشود، میخواهم فروغ تک تکشان را خاموش کنم. میخواهم خورشیدت را بسوزانم و اهمیتی نمیدهم اگر خورشید سر تا پا آتش باشد.
اما اوه...
من یک آسمان دارم و یک ماه.. اما آیا ماه من، میلیون ها تماشاچی دیگر نیز ندارد؟
دیدگاه ها (۲۲)

پارت ۳۳چند ماه از اون روزِ پر از هیجان گذشته بود. حالا دنیا ...

KIM V

این شعر توسط من نوشته شده 😇

عاشقانه

مرا در سیاهی شب برهان‌آنجایی که حتی سکوت هنوز وجود نداردمرا ...

فردا که بیاید همهٔ انتظارات به پایان می‌رسددیگر نه نگران آمد...

سپیدخوانی

برای چیدن گل سرخ، نه اره بیاور،نه تبر!سر انگشت ساده ی همان س...

پیمانی فراتر از زمان ✨🌙☀️سناریو:در روزگاران دور، زمانی که جه...

دلنوشته ” نوای ماه “نویسنده: مریم خسروی کاربر نودوهشتیامقدمه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط