☆☆☆N☆☆☆☆

☆☆☆N☆☆☆☆
می شود تنها شويم يک بوسه از چشمت کنم
حلقه ی پيوندمان را دزدکی دستت کنم

می شود هر ثانيه نام مرا نجوا  کنی
من بگويم “جان” ولی با بقيه بدتا کنی

می شود آغوش تو منزلگه جانم شود
چشم تو جانم بگيرد عشق مهمانم شود

می شود مردم بدانند من چقد ديوانه ام
جز تو ديگر هيچ بينم با همه بيگانه ام

آنقدر ديوانه ام تا هر که ميبيند مرا
آه تلخی ميکشد با خنده ميپرسد چرا
دیدگاه ها (۰)

برای خوشحال بودن، باید از دو چیز رها شوید: ترس از آینده‌ای ب...

دوست داشتن چیزے شبیہ بہ گم شدنہتوے یہ آدم دیگہ ، حالا هرچے ڪ...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط