عبور.. یعنی من....

عبور.. یعنی من....
که از همه حس سرد و بی تفاوتت، آروم و عاشقانه میگذرم..
گذشت.. یعنی من....
که از همه خنجرهای داغی که به قلبم فرو میکنی، با صبوری میگذرم..
حماقت.. یعنی من...
که میبینم و اما باز دل خوشم که نه! عشقم نمیتونه بام اینکارا بکنه..
دیدگاه ها (۱)

توﮐﺎﻓﯽ ﺷﺎﭖ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﻪ دختره ﺍﻭﻣﺪ ﮔﻔﺖ ببخشید آقا ﺷﻤﺎ ﺗﻨﻬﺎﯾ...

باید از جایی برم که بهترین روزای زندگیمو اونجا داشتم! اونجا...

لوپز

part : 40chapter : 2آروم آروم از راهرو رد شدم و در اتاق ویلی...

*teakook*

پشت نگاه سردت....17ویو تهیونگبعد چند ساعت مهمونی، بالاخره او...

لبخند قاتلپارت³⁵ویو سلینتمام شب فقط به اون دو پیام فکر می‌کر...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁷«نیلوفر خونی» رو محکم تلفظ کردم...و ب...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

چند پارتی جونگ کوک

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط