من یاد گرفته ام که وقتی بغض میکنم ، وقتی اشک میریزم ، منت

من یاد گرفته ام که وقتی بغض میکنم ، وقتی اشک میریزم ، منتظر هیچ دستی نباشم .
وقتی از درد زخم هایم به خود میپیچم خود مرهمی باشم بر جراحتم
من یاد گرفته ام که اگر زمین میخورم ، خودم برخیزم
یاد گرفته ام برای قلب ترک خورده ی خود مرهمی باشم بی منت
و من یاد گرفته ام همه رهگذرند ....همه ....
دیدگاه ها (۶)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:24یونگی:ا ا.ت..صبر کن بب...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

الماس زیبای من part⁵ویو کوک:- توی جلسه همش به فکر دخترم بودم...

عاشقانه های شبنم

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 132・⁠]⁠ᕗهرچند دیدن لباس و سر...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط