می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که


پدر تنها قهرمان بود


عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد


بالاترین نــقطه ی زمین، شــانه های پـدر بــود ...


بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند


تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.


تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود


و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...
دیدگاه ها (۲)

قشنگترین اتفاق ذهنم حادثه ی شنیدن صدای تو بود ...! چقد...

دسـتـانـم شـایـد اما دلم نمی رود به نوشتن! این کلمات...

گاهــی حجـم دلــــتنـگی هایــم آن قــــدر زیـاد میشود ک...

You can't make someone love you تو نمیتونی کسی رو مجبور کن...

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکیآن زمان ها که؛ پدر تنها قهرما...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

خب خبببببببباینم اوسی مای هیرو آکادمی مابریم یه بیو بدمممممن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط