راستش اول خواستم بگم:

راستش اول خواستم بگم:
"دیگه بوی پاییز داره میاد و ..."
ولی یکم که فکر کردم یهو شنیدم یه صدایی گفت:
"زنیکه, تازه بوش داره میاد ?
خفه شدیم رفت از گند و بوی پاییز. از بوی اون همه دلای سوخته و آتیش گرفته. اون همه عشقای نافرجام که جز یه مشت خاطرات تلخ و قلبای شکسته و سینه های سوخته چیزی ازشون نمونده به یادگار.
حالا توی خوشحال اومدی میگی ...?" راستش یکم که به حرفای اون صدا که حس می کردم خیلی برام آشناست فک کردم, دیدم چندان هم بی راه نمیگه حرفاش درسته.
پاییز فصل دل های سوخته, قلبای شکسته و احساسات جریحه دار شدست.
نیازم نیست بریمو بگردیم که بخوایم اون قلبا رو پیدا کنیم. چون کار بی فایده ای هست. روی صورت اون آدما دیگه جز یه ماسک خندون چیزی پیدا نمی کنیم.
در عوض پاییز, این فصل زرد بی وفای مملو از خاطرات کذایی اومده و رنگ و روی حقیقی این آدما رو به خودش گرفته.

ای داد بی داد ...
راست میگفت خب ... راستی, یادم اومد, اون صداهه, صدای قلب شکسته ی خودم بود ...! :-)
دیدگاه ها (۲)

&چندپارتی&وقتی:``یه‌ ویروسی‌ شروع میشه‌و‌ شما با همدیگه....`...

پارت پنجم (MISOO) سوم فوریه سال ۲۰۲۲.پاهام رو تکون دادم و به...

(رز سرخ و سفید)

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۴(وی...

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط