امشب به یُمن ِدیدنت، قفل از دلم وا می‌کنم

امشب به یُمن ِدیدنت، قفل از دلم وا می‌کنم
جشنی به استقبال ِتو، در کوچه برپا می‌کنم

درب ِدلم را بعد تو ، بر روی ِهر کس بسته‌ام
ماندم به دیدار ِتو و امروز و فردا می‌کنم
گرد و غبار رفتنت خوابیده روی شیشه‌ها
روی غبار شیشه‌ها از شوق تو ها می‌کنم

قلبم درون سینه‌ام ، بی‌تاب ِدیدارت شده
چندان فشارم می‌دهد این پا و آن پا می‌کنم
چندین زمستان می‌شود، دلتنگِ دیدارِ توأم
پیشم بمانی جان به تو ، جانانه اهدا می‌کنم

ششدانگ ِقلبم را فقط، بهر ِتو پنهان کرده‌ام
اکنون که برگشتی سَنَد، بهرِ تو امضا می‌کنم

دور از تو بیمارم گلم ، باید بمانی پیش من
ترکم نکن ای عشق ِمن ، از تو تمنا می‌کنم
دیدگاه ها (۴)

صدایم کن،نگاهم کن، که عشقت کرده ویرانمدو چشمان قشنگت ، آتشی ...

ســـــــــــــلااااااااام ..... پروردگــــــــارا :د...

با من بیا زیبای من! تا عشق مهمانت کنم..دردی اگر داری بگو باب...

سخت دلتنگم...نه دلتنگ دستانت و نه دلتنگ آغوشتتنها دلتنگ همان...

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

### 🖤 پارت اول: سایه‌ای در مهبارون مثل شلاق به شیشه‌های ماشی...

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

my snow ❄#my_snowPT30~بعد از این همه سال...یه خنده‌ی کوتاه م...

- می‌دونی بدبختی از کجا شروع شد؟می‌دونی کی قلبم پر شد از این...

📖 طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت نوزدهم: اعتراف در غبارِ ...

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط