زندگی من

زندگی من
پارت۱۷

ارسلان:بعد از کلی قربون صدقه رفتن نیکا بردیمش تو اتاق خوابوندیمش دیاناهم خوابید
نیکا:ارسلان یه اتفاقی افتاده
ارسلان:چی؟!
نیکا:استوری هستیو نگاه کن
ارسلان:با استوری هستی چشام پر شد عکس تولد شوهرشو با بچه هاش گذاشته بود و نوشته بود(زندگی من همدم من تولدت مبارک)
نیکا:ارسلان خوبی؟!
ارسلان:نشستم گریه کردم نیکاام بغلم کرد
نیکا:بغلش کردم .ارسلان چرا گریه میکنی تو الان زندگی جدیدی داری
ارسلان:بخاطر اون ناراحت نیستم از این میسوزم که به من گفت بجز تو کسی به چشمم نمیاد اه هستی کصخل
نیکا:ببین دختری که بهت کم توجهی میکنه مطمئن باش خیانت داره میکنه
ارسلان:نیکا
نیکا:جان
ارسلان:اگر دیاناام اینطوری باشه چی
نیکا:من دیانارو میشناسم چون خودش ضربه خورده اینکارو نمیکنه
ارسلان:چه ضربه ای؟
نیکا:دوسال پیش.....

انقدر دوست دارم تو خماری گیر کنید🤣راستی تولد خفاشم مبارک
دیدگاه ها (۳)

پارت دوم عروسک کوچولو بعد چند دقیقه رسیدن به عمارت شخصی کوکو...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 177♡⁠。⁠)⁩نگاش ک...

[تک پارتی جیمین](به مناسبت تولدش😭)موضوع:: وقتی تولدشه و........

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

My lovely neighbor part : 57

꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦ ꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦ꫂৎدوران تاریکی زندگی جی و کیفرꫂ...

part:۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط