ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت

ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت
دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

مانند مرده ای متحرک شدم، بیا
بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت

می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر
دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت

دنیا که هیچ، جرعه آبی که خورده ام
از راه حلق تشنه من، مثل سم گذشت

بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم
از خیر شعر گفتن، حتی قلم گذشت

تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم
یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت

مولا شمار درد دلم بی نهایت است
تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

حالا برای لحظه ای آرام می شوم
ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت
دیدگاه ها (۲)

دل شود گاهی گدای کوی سلطان بهتر استنیمه شب عازم شود شهر خراس...

صحن ، یکباره به آوای تو برمی خیزدجمعیت پیش قدمهای تو برمی خی...

از کریمان سنگ میخواهیم ما، زر میرسددر حرم از آنچه میخواهیم ب...

ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺭﺍﻫیه ﻗﺒﺮ ﺍﻭ ﮐﻨﯿﺪﺍﺯ باب_القبله ﺑﺎ ﺣﺮﻣﺶ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭ...

سلام عزیزان آخرین غروب تابستونتون قشنگ امیدوارم ایام به کامت...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

جزء الذی لایتجزی

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

پارت ۱۶ (پایانی): طلوعِ دوبارهزمان مثل باد گذشت. ماه‌ها یکی ...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵ویو لیلی ___بین دو اسل...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش دوم__سوروسیک کافه متحرک پیدا می‌کنم و پایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط