MIRASE pt3

..:بشین برات توضیه بدم..!
نشستم رو تخت..
اونم نشست کنارم..
بعد یکم مکث گفت..
..: ببین این چیزایی که بهت میگم همه حقیقته! نمیخوام شوکه شی!
ات:خب بگو!
..:قضیه از اونجایی شروع میشه که پدرت مرد!..تو هیچوقت پدرتو ندیدی درسته؟!
سر تکون دادم و ادامه داد..
..:بعد فوت پدر تو مادرت ازدواج کرد.. پدر تو مرد ثروت مندی بود خیلیم ثروت مند بود!.. بعد فوتش هرچی داشت و نداشت به مادرت رسید.. مادرت چون زن باهوشی بود از دشمنای پدرت مخفی شد و به نا پدریت پناه آورد ..تورم با خودش برد..برای اینکه تو در آینده زندگی بهتری داشته باشی همه ی اون مدارکو به نامت زد بعد تولد ۱۷ سالگیت ..اما چون میدونست نا پدریت دنبال اون مدارکه اونارو به یکی سپرد که کسی دستش به مدارکا نرسه!..
ات: خب الان این موضوع چه ربطی به شما داره که منو آوردین اینجا؟!
..:خب .. تو اینجایی چون رئیسم میخواد اون میراثو!..و..
ات: و؟
..:تو نمیدونی که پدرت چجوری مرد نه؟!
ات:مگه تصادف نکرد؟!
..:واقعا مادرت این چیزارو کرده تو گوشت؟!
خب بزار بگم..
برادرش کشتش!..
یعنی پدر رئیس...
ات: چی؟!
..:متاسفانه رئیس پسر عموته!
ات:برای اون میراث کوفتی پدرمو کشت؟!
..: باهوشیت به مادرت رفته!..
ات:من برای این اینجام چون رئیست بعد پدرش دنبال اون میراثه و به امضای من نیاز داره ..درسته؟!
..:واو خیلی باهوشی!..
ات:چطور تونست برادرشو بکشه؟!.. در این حد بی رحمی ندیده بودم!
..:درسته کار اشتباهیه اما خب بی رحمی تو خون مافیا هاست!..
ات:چی؟! مافیا؟! پدر رئیست مافیاعه؟!
..:خب نه تنها پدرش خودش هم مافیاس!..
حتی پدر توعم مافیاس!.. جالب تر خودتم مافیایی!..
ات:باورم نمیشه..تا دو روز پیش یه دختر ۱۸ ساله بودم که نا پدریش اذیتش میکنه.. اما الان یه مافیاعم که عموش پدرشو کشته و پسر عموش دزدیدتش!..

گشادیو بزارین کنار و حما..یت کنین اعو!
وابعا انقدر گشادین؟!
دیدگاه ها (۰)

عشق مافیا:)))پارت شیش: پدر ات هم مافیا بوده و هست ولی برای ا...

ا🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۶«پدر»ات هنوز به درِ سیاه خیره مانده...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

سه پارتی از هیوجین: (وقتی که....) p2هیوجین: اومممم، اگر یهو ...

پشت نگاه سردت ... 14ویو آتاز فروشگاه بیرون اومدم و کیسه‌هامو...

به زیباییه مشکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط