دل من هرزه نبود...

دل من هرزه نبود...
دل من عادت داشـت، که بمانـد یک جا !!!
به کجا ؟!
معـلـوم است، به در خانه تو !
دل من عادت داشـت
که بمانـد آن جا، پـشـت یک پرده تـوری
که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...!!
دل من ساکن دیوار و دری
که تو هر روز از آن می گـذری .
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه یک باغـچه بـود
که تو هر روز به آن می نگری
راستی، دل من را دیدی...!!!؟؟
دیدگاه ها (۲۶)

خیس بارانم،ببین،چتری نمیخواهد دلمبا تو ام ،باخاطرت،چیزی نمیخ...

سنگ باش بانو!شیشه که باشی می شکنند تو را به جرم شفافی و میگو...

نه بیمارم نه خوشحالم، نه از حالم خبر دارم گهی با جان گهی...

دیده می دوزم شبانگاهان به سقف آسمانها دل به دریا ...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

#دکلمه #دلنوشت #حرف_دل #زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین #شعر #کلیپ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

#داستان_آموزنده #تلنگر "اجازه دهیم پدربزرگ دست به دیوار بزند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط