🍁

🍁
هزار آتش و دود و غمست و نامش "عشق"


هزار درد و دریغ و بلا و نامش "یار"

🍁
دیدگاه ها (۱)

بـسازیـم خانه ی دل راز خـوبـی هـا و نیڪی هـاببـخشیـم کج روی ...

براے عمل ڪردن بدن انسانباید او را بیهوش ڪرد...امابراے عمل ڪر...

خواستم گلــــــه کنم از نامهـــــربانـــی هایت امــــّــــ...

‍ بــاز دگر بـاره رســیــد اربـعـیــن جوش زند خـون حـسـیـن ا...

بر سر آتش تو سوختم و دود نکردآب بر آتش تو ریختم و سود نکردآز...

گم شدم در کوچه‌های چشمِ یار،بی‌نشان، بی‌راه، بی‌صبر و قرار.ه...

سراغم را بگیر از اشک های داغ بی ریشهسراغم را بگیر از خون خشک...

جهان من در آتشِ جهنم می‌سوزدو جهان من روحِ من استمن روحم را ...

شب دویستم در محراب عشق!شب دویستم است. دویست شب از آن روز سیا...

شب دویستم در محراب عشق!شب دویستم است. دویست شب از آن روز سیا...

گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...

Attar#050622

شب جمعه بود که بچه ها به خط زدند و جمعه صبح در ماووت عراق بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط