معشوقه دشمن
معشوقه دشمن
P3
با خودش گفت مثل بقیه ماموریت هاست و سادست.
=یکم با بقیه ماموریت ها متفاوته
+یعنی چطوریه؟ب هر حال مهم نیست من انجامش میدم
=تو باید مدت حداقل ۱۰،۱۱ ماه توی عمارت همون ادم به عنوان معاونش تقش بازی کنی،،بعد اون مدت که کامل اعتماد کرد بهت میگیریمش
+باشه فقط...منظورتون از زندگی در عمارت اون چیه
=با توجه به اطلاعاتی که ما داریم اون ادمایی که از لحاظ کاری باید پزدیک باشن رو تو عمارت خودش نگه میداره
+باشه قبول.و یه سوال دیگه
=چی
+چجوری باید هویتم رو..
=شرکت تمام کار هاشو انجام داده.بعد جلسه بیا دفترم تا همه چیز رو بهت توضیح بدم
+چشم(سرد)
بعد یکم توضیح درباره ماموریت جدید جلسه رو به اتمام رسوندن.وقتی همه از اتاق جلسه بیرون رفتن،فقط خودش و یون وو مونده بودن.سرشو گذاشت روی پشتی صندلی و با دستاش موهاشو ب هم ریخت.
+ای خداااا...خسته شدم.تو همه ماموریت ها منه در به در باید باشم.حالا پُز نباشه که بهترینم ولی واقعا خسته شدمممم
؛همه از جمله مینهو ارزوشونه جا تو باشن.پاشو برو دفتر بابات چون تو جلسه گف...
+باشه حالا میرم
موهاشو درست کرد و با پوشهی مخصوص خودش بلند شد و از اتاق بیرون رفت.اول رفت تو دفتر خودش و پوشه هارو گذاشت و بعد طبق دستور باباش به دفتر پدرش رفت.در زد
+میتونم بیام تو؟
=بیا تو
P3
با خودش گفت مثل بقیه ماموریت هاست و سادست.
=یکم با بقیه ماموریت ها متفاوته
+یعنی چطوریه؟ب هر حال مهم نیست من انجامش میدم
=تو باید مدت حداقل ۱۰،۱۱ ماه توی عمارت همون ادم به عنوان معاونش تقش بازی کنی،،بعد اون مدت که کامل اعتماد کرد بهت میگیریمش
+باشه فقط...منظورتون از زندگی در عمارت اون چیه
=با توجه به اطلاعاتی که ما داریم اون ادمایی که از لحاظ کاری باید پزدیک باشن رو تو عمارت خودش نگه میداره
+باشه قبول.و یه سوال دیگه
=چی
+چجوری باید هویتم رو..
=شرکت تمام کار هاشو انجام داده.بعد جلسه بیا دفترم تا همه چیز رو بهت توضیح بدم
+چشم(سرد)
بعد یکم توضیح درباره ماموریت جدید جلسه رو به اتمام رسوندن.وقتی همه از اتاق جلسه بیرون رفتن،فقط خودش و یون وو مونده بودن.سرشو گذاشت روی پشتی صندلی و با دستاش موهاشو ب هم ریخت.
+ای خداااا...خسته شدم.تو همه ماموریت ها منه در به در باید باشم.حالا پُز نباشه که بهترینم ولی واقعا خسته شدمممم
؛همه از جمله مینهو ارزوشونه جا تو باشن.پاشو برو دفتر بابات چون تو جلسه گف...
+باشه حالا میرم
موهاشو درست کرد و با پوشهی مخصوص خودش بلند شد و از اتاق بیرون رفت.اول رفت تو دفتر خودش و پوشه هارو گذاشت و بعد طبق دستور باباش به دفتر پدرش رفت.در زد
+میتونم بیام تو؟
=بیا تو
- ۶.۰k
- ۲۱ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط