معشوقه ی ما دل به دگری داد...

معشوقه ی ما دل به دگری داد...
از ما خسته شد تن به دگری داد...
این رسم باوفایان نیست جانم...
که هرلحظه به خود بوی دگری داد...
چون باغ و گلستان بودی ای جان...
چون سراب شدی راه خود به دگری داد...
در حسرت تو سوختن چه حاصل...
چون مراد دل خود به دگری داد..
دیدگاه ها (۳)

تو جان بودی، جهان بودی، تمام داستان بودیپناه قلب های خسته از...

شده دلتنگ شوی و هیچ چاره‌ای نداشته باشی جز اشک... من هر شب، ...

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

عاشقانه های شبنم

«یا مولای من، یا صاحب الزمان!کاش باران بودی و همه نگران نیام...

نرگس چشم تو از آینه پیداست هنوز تپش قلب من از شوق تمناست هنو...

آرزویی که بنا نیست محقّق بشودمیتواند که همان حسرتِ مطلق بشود...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

😔🤲🤲 میلاد عرفان‌پورفریاد عطش... سوختن چلچله‌ها...افتاده میان...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط