😔🤲🤲

😔🤲🤲


میلاد عرفان‌پور

فریاد عطش... سوختن چلچله‌ها...
افتاده میان سر و تن، فاصله‌ها...‌
می‌گفت گلوسوخته بیمارستان:
این حرمله‌ها حرمله‌ها حرمله‌ها...

میلاد عرفان‌پور

غزه در خون خویش غلتان است
دادگاه بزرگ وجدان است

دل من بود زیر بمباران...
سوخت جانم، چه جای کتمان است؟

هرطرف نعش طفلی افتاده
دل من مثل کودکستان است

آی دنیا نگاه کن! دل من
مثل این خانه‌ها ویران است

مثل آن مادرِ پسرمرده
زلف لالایی‌اش پریشان است

دل من بس‌که خون از او رفته است
زرد مانند برگ‌ریزان است

نیست باریکه‌ای غریب ... ببین
غزه دیگر برای من جان است

پرچمی زنده، باد را لرزاند
شک ندارم زمان طوفان است

دل من، رنگ انتقام بزرگ
رنگ خونخواهی شهیدان است

دست و پا می‌زنند حرمله‌ها
عمر این ظلم رو به پایان است

هان! حقوق بشر چه شد؟! غزه
دادگاه بزرگ وجدان است
#شهدا
#شهدا
دیدگاه ها (۱)

مهرِ رُخِ تو عجین شده با گِلِ ماستما در رَهِ عشقیم و رُخَت م...

شهید ابراهیم هادی می فرستیم سلام بر هادی آن پیام آور گل و شا...

🔻«آزمون»شد فرصتی شگفت، مهیا برای‌ ماگامی اگر عقب بنشینیم وای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط