عاشقانه های شبنم

خیس بارانـم ببین چتـری نمی خواهد دلم
با تـوام، با خاطرت، چیزی نمی خواهد دلم
سقف دل محکم شده امن است جای یاد تو
ساکتـم با حسرتت ، حرفی نمی خواهد دلم
سر به سر هرلحظه هرجا، جای پای خاطرات
باز هـم تنهـا شـدم چیـزی نمی خواهد دلم
هر قدم بن بست گویا راه من را بسته است
زنـده ام گـویـا ولی چیزی نمی خواهد دلم
بغض دارم در گلو حسرت بـه دل ماندم ولی
بـاز هـم با این همه چیزی نمی خواهد دلم
مرهم زخمم تویی جانم به جانت بسته است
غیـر تـو، جز مردن و رفتـن نمی خواهد دلم
خسته ام هر استخوانم لای زخمی کهنه است
خیس بـارانم بببین چیـزی نمی خواهد دلم
دیدگاه ها (۰)

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

پارت هجدهم بارون گرفته بود. رزا کنار پنجره نشسته بود، یه فنج...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دوازدهم ۱۲

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت 1 ]از صبح تهیونگ ع...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

love and the moonPart 8 ویو خونه هی تو دختر بی تربیت چه جور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط