آمدی تنها نباشم حیف تنها تر شدم....

آمدی تنها نباشم حیف تنها تر شدم....
از یقین گفتی برایم،پاک بی باور شدم.....
ساده گفتی باورم کن ! با تو می مانم ولی....
رفتی و در شعر تو خط خورده ای دیگر شدم....
باز هم در وحشت بی انتهای فاصله....
با هجوم تلخ شب تا صبح همبستر شدم.....
در میان شعله ناباوری ها سوختم....
سوختم در لحظه های بی تو،خاکستر شدم....
گفته بودی اولین بیت غزل های منی....
حیف رفتی و دوباره مصرع آخر شدم....
دیدگاه ها (۵)

_____پارت¹⁹ نفرین گوچولو_____هرچه بیشتر به کلیسا نزدیک می‌شد...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟡: ساختمان قدیمیساعت پنج و پنجاه و پنج دقیق...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

پارت: 21 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*تایلر ابروهاش رو انداخت با...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

پارت: 23 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت هشت صبح، راهروی دبیرس...

آمدی تنها نباشم حیف تنها تر شدماز یقین گفتی برایم،پاک بی باو...

#چه_فرقی_میکند_همیشه_نگاه_زنی_گره_خورده_به_آغاز_فصلی_سرد.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط