یادمه یه بار خونه عموی نام بودیم یهو اون و داداشم رسیدن..

یادمه یه بار خونه عموی نام بودیم یهو اون و داداشم رسیدن..داشتم شربت میخوردم یهو گذاشتم لیوان رو کنار دبگه بهش لب نزدم..نه واسه اینکه بدمزه بود یا جا نداشتم...میترسیدم لیوان از دستم بیفته بشنکه..از بس دستم میلرزید:)
edit by me
دیدگاه ها (۲۰)

بهترین اهنگ دنیا از نظر شما????:)edit by me

edit by me:)ﻫــــﯽ ﻓﻼﻧـــــــــــﯽ . . .ﻋﺎﺷﻘـــــــﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻣ...

چه حسرتی است عبور از کنار عابرانی که عطر تو را میزنند ..اما ...

عکی اواتارم چطوره?:)edit by me:)

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

I can be myself with himPart⁹¹نمیدونم چقدر وقت گذشته بود..کل...

part : 40chapter : 2آروم آروم از راهرو رد شدم و در اتاق ویلی...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

مافیای من

part : 52chapter : 2من و ویلی کنار هم نشستیم و سه خانم رو به...

پارت ۴ ( پایان )

Two

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط