Part 6

جونگکوک : نمیخوای بخوابی بچه؟


ات: ت.. ت. تو چی.. چیکار کر


جونوکوم نزاشت حرفشو کامل بکنه و گفت

جونگکوک : آره من بوسیدمت اگه میخوای که بیشتر ادامش بدیم هوم؟


ات: یااا نکننن


😌جونگکوک : دوست دارم و میکنم


ات: هوففففف


جونگکوک دست ات رو میکشه و توی بغلش میندازه و در آغوش گرفتش ات خواست از بغلش در بیاد ولی نتونست که گفت


ات: آقای جومونگ میخوام برم دستشویی اگه اجازه بدین و اینقدر تو بغلت پرسم نکنی


جونگکوک : و اگه نزارم بری؟


ات: هیچی دیگه کارمو اینجا میکنم و تورو از اینی که هستی کثیف تر میکنم جومونگ خان


جونگکوک: درست اسممو صدا بزن کوچولو اعصابمو خورد نکن


ات: نوچ  هرطور بخوام صدات میزنم الانم بدو بزار برم



جونگکوک : مطمعنی میخوای به این رفتارت ادامه بدی؟


ات: باشه دیگه نمیگم حالا میزاری برم؟ داری خفم میکنی



جونگکوک : شرط داره



ات: فکر نمیکردم روزی به جای ای برسم که برای دستشویی رفتنم وقتی پریودم و ضروریه باید از کسی اجازه بگیرم و شرط قبول کنم آه... حالا  شرطت چیه؟



جونگکوک : بعدا بهم میگم فقط کافیه الان قبولش کنی تا بتونی راحت بری دستشویی


ات : باشه فقط بزار برم


جونگکوک ات رو ول کرد و ات جوری سمت دستشویی دوید که انگار سگ دنبالش هست  و جونگکوک هم داشت ریز ریز می‌خندید
دیدگاه ها (۱۶)

گل خونی پارت 42تهیونگ از دست جونگکوک عصبی شد و بلند شد رفت ا...

رمان

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

My dady پارت③ خب اگه سانا پرسید به کای میگم، آرههه. خب اصن ب...

دو پارتی درخواستی اسمات*لطفا اگر خوشتون نمیاد و جنبه ندارین ...

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸ات: ببین یا قبول میکنی به من کمک کنی یا سرنوشت عین باد...

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

مافیای من

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط