پارت³

پارت³

ناشناس : هو‌ینا رسید

کای: چرا چیشده چرا دوباره عصبانی هستی

هو‌ینا: چیه میخوای عصبانی نباشم

کای: چرا مگه خار مادرتو کشتم؟

هو‌ینا : درست صحبت کن

کای: مث این که بخاطر این وقتی که

باهات تو رابطه بودم احساس ملکه بودن میکنی😒

هو‌ینا: مارو از بچگی پدرت نامزد کرده فکر کردی دلم میخواد ملکه شم😶

کای: همه اینو میگن کسی نمیتونه بجز

من افکار کثیف تورو بخونه فکر نمی

دونم داری به چی فکر میکنی~~ .

ناشناس : هوینا برای اینکه کای رو خر

کنه کروات کای گرفت سریع

ببوستش که یدفه در باز شد

بدبخت جاسوسه سریع در بست در رف😂

کای: تو فکر کردی من مث بقیه گول این کارا رو میخورم .

ناشناس : سو‌هو تمام حرافایی که از کای و هوینا و از هو کسی شنیده بود رو ضبط کرده بود ( عجب جرعتی داره ها جرعت نها جرعتت)

سو‌هو: مینگ یو جاسوسی که هیون بین با سو‌هو فرستاده بود( این نامه رو به دسته برادرم یا پدرم‌

مینگ یو: باشه قربان

ناشناس : نامه رو به دست بردارش داد

یونگ سو از سو‌هو چه خبر؟

مینگ یو: قربان ! اون حالش کاملا خوبه

یونگ سو: مراقبش باش

مینگ یو : حتما مراقبش هستم حتی اگه بمیرمم نمیزارم از دستتون بره

یونگ سو: خوبه

پارت چهارم بزارم؟
بچه ها تازه اولشه عاشقانه و دارک میشه وسطش کم نمونده ۲ پارت دیه اتفاقای دارکی میوفته
دیدگاه ها (۰)

پارت ⁴ناشناس: یونگ سو چندتا از سربازهای  خوب رو انتخاب کرد و...

فیکمو میخونید ؟

لباس شیطان هیون بین تو فیک من عاشق شیطانم شدم

لباس خواهر کای هانا اینایی که میزارم کلا اینارو نمیپوشن بازم...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 2Part: 4جونگ کوک موبایلشو در...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 2Part: 3بادیگارد اومد داخل ع...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 32مین سو از جاش بلند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط