تمام زندگی ام  یک حدیث تکراری است

تمام زندگی ام  یک حدیث تکراری است
 نفس کشیدنم از روی درد ناچاری است
اگر که می شد از این شهر کوچ می کردم
 ولی کنار تو  ماندن همیشه اجباری است
 و اینکه مالِ منی ؛ شوخیِ سرِ کاری است!
چگونه صبر و تحمل کنم ...نمیدانم!؟
چنین عذاب کشیدن ؛ خودش ؛ خود آزاری است
به روی چهره ی قلب خودت نقاب زدی
  نگاه می کنم این آب و رنگ ؛  بازاری است
تمام قصه همین شد که من حرام شدم!
 سکوت خسته ی من ؛ محضِ آبرو داری است!
دیدگاه ها (۳۱)

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

صدای باز شدن در آمد.تو روی مبل لم داده بودی، با چند تا کیسه‌...

بزرگترین اشتباه زندگی ام ؛آنجا بود که فکر کردم اگر کاری با ب...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ ۱۵ لایک✅ ۲۰ کامنت...

@nphotography

پارت: 9 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*هوای سالنِ قدیمی مثل همیشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط