ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را
باز گم کردم ز شادی دست و پای خویش را

گفته بودم بعد ازین باید فراموشش کنم
دیدمش وز یاد بردم گفته های خویش را ...
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

منو ببخش پارت ۳

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

the first lie

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

آوای شب پارت ۲۹ویو نویسنده انیا با صدای گریه بکی به خودش آمد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط