.

.
گاهی چنان ز صدق و صفا گریه مـی کنی
گـویی کـه روزگــار مــرا گـــریـه میکنی
این اشک های چشم من از درد دوری است
درد دل تـو چـیست،؟ چـرا گـریه می کنی؟
تو عاشقی و سـاز دلـت کـوک مــانده است
با هـر صـدای ســاز و نـوا گــریه مــی کنی
روحت لطیف و شاعرانه شد از حس عاشقی
با هــر مــرور خاطـره هــــا گریـه مـی کنی
ای دل به گریه های تـو من نیز گریه می کنم
تنهـا خـداسـت کـه دانـد، چـرا گریه می کنی
دیدگاه ها (۱۰)

عاشقانه های شبنم

تقدیم به بانوان دهه شصتی

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

ویولن، سازِ زمزمه‌هایِ روح است. سازی که نه فقط با سیم‌ها، که...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

بسم الله الرحمن الرحیم خیر که فراتر از خوب و بد است، امری عا...

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

وقتی لب تو خنده زد

@nphotography

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط