دست هایت برایم مرحمی است...

دست هایت برایم مرحمی است...
مرحمی برای گریز از ترس دوری
و نبودنت
لمس دستانت مرا به نهایت می برد
، نهایت بودن و داشتنت
چشم هایت برایم امیدی است
امیدی برای بودن، ماندن، انرژی
گرفتن و اعتلا
نگاهت هر بار در عمق وجودم
ریشه میکند...
ریشه اش ساقه میدهد، ساقه اش گل
گل احساس، عشق ، محبت
بویت مرا تا اوج روانه می سازد...
اوج با هم بودن .. اوج پرواز .. اوج
روزهای خوب
زنگ صدایت دلنواز ترین موسیقی،
و روح بخش جان است...
شرم خاموشت مرا دیوانه و مست و
پی پروا می کند...
و به داشتنت محتاج تر
اخم و گره ی ابروانت شیرین ترین دلبری هاست...
می شود آیا شهد نوشین لبانت مرا
تا نهایت خواستن برد...
یا صدای نفست نوازشگر گوش های
خسته ام شود....
آغوشت،آه..آری آغوشت..
آغوشت امن ترین جایگاه عشق
است
و بوسه هایت خاطره انگیزترین
خاطره هاست..ماندگار ترین یادگار ها
یادت زخم دلم را هر روز نمک پاش
میکند...
و
چه تلخ است...
تلخ..
تلخ..
هستی اما نه در کنار من!
در ژرفای قلب تکه تکه ام می مانی
تا ابد نازنینم ...
دیدگاه ها (۱)

تو غربتی که سرده تموم روز و شبهاشغریبه از من و ما ، عشق من ع...

چی بگم از کجا بگم دردمو با ...

اون که یه وقتی تنها کسم بودتنها پناهه دل بی کسم بودتنهام گذا...

شریک سقف من نیستی،بذار همسایه باشیم وفقط یک دونه دیوارو شریک...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

کپی ممنوع🙏🏻👍دست هایت برایم مرحمی است...مرحمی برای گریز از تر...

زندگی

حواست هست کهقرار بود شانه هایت برایم نرم ترین بالشت دنیا باش...

#فقط تورا دوست دارم... #تورا در اول شعرهایم می آورم...همیشه....

تو مدت هاست مرا دوست نداری!روبه رویم نشسته ای، اما رفته ای.....

تو مدت هاست مرا دوست نداری!روبه رویم نشسته ای، اما رفته ای.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط