بابای خوبم ؛

بابای خوبم ؛
دلم برای کودکی‌هایی که توی آغوش مردانه‌ات مچاله می‌شدم و بی‌محابا شیطنت می‌کردم تنگ شده ...
برای روزهای بی‌غصه‌ای که "تو" خدای زمینی‌ام بودی و بی منت هوای بی‌قراری‌ام را داشتی ...
با تو از هیچ چیز نمی‌ترسیدم، انگار دنیا توی دستهای تو بود
این روزها ولی ؛
دنیا به من سخت گرفته، و من آنقدر بزرگ شده‌ام که دیگر پشت مردانگی‌ات جا نمی‌شوم ...
کجا پناه بگیرم بابا ؟!
امنیت کودکی‌ام تو بودی ... پناه بی‌پناهی آن روزهایم تو بودی ...
حالا ولی ... هیچ جای دنیا امن نیست ...
بغض‌های نانجیب، گلویم را به قصد کُشت فشار می‌دهند،
گریه ام می آید ...
اما وقتی تو را می‌بینم و به موهای رنگ پریده‌ات نگاه می‌کنم، به رویت نمی آورم که کم آورده‌ام، که از قوی بودن خسته ام بابا ...
تو آنقدر غریبانه جوانی‌ات را میان کودکی‌ام جا گذاشتی که دلم نمی آید از درد این روزهایم ذره‌ای برایت بگویم !
به حرمت چین های پیشانی ات؛
قوی‌تر از همیشه با مشکلات خواهم جنگید، قول می دهم !
تو هنوز هم امن‌ترین تکیه گاه منی اما؛
دردهای من، برای این روزهای تو بی انصافی‌ست...
تو به اندازه‌ی کافی، غصه هایی که برای خودت نبوده را خورده‌ای...
مهربان ترینم!
مرا بخاطر بچگی‌هایی که به قیمت جوانی‌ات تمام شد ببخش ...
همیشه باش...
بدون تو، دنیا جای ترسناکیست ...
من زیر سایه‌ی محکم مردانه ات قدرت می‌گیرم ...
برایم دعا کن بابا...
شنیده‌ام دعای پدر، زود مستجاب می شود.
هر روز روز توست ...
هر روزت مبارک ♡
♥
دیدگاه ها (۳)

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

#گاهی فکر می‌کنم اگر تمام دنیا را هم به من بدهند، باز هم دلم...

آقا......بابامای کاش باز آیی و من پای تو بوسمدر سجده روم صو...

خدایا از تو ممنونم...برای آدم‌های خوبی که سرِ راهم گذاشتیبرا...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

تو جان بودی، جهان بودی، تمام داستان بودیپناه قلب های خسته از...

زندگی قبل از بابام...یعنی خانه‌ای که صدای قدم‌هایش در آن می‌...

خدایا…دوستت دارم، نه از روی عادت، نه از ترس، نه از نیاز.دوست...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

دلتنگی همین‌جاست. در همین فاصله‌یِ بینِ می‌خواهمت” و “دیگر ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط