خدایا…
خدایا…
دوستت دارم، نه از روی عادت، نه از ترس، نه از نیاز.
دوستت دارم چون هر بار که دلم میلرزد، تویی که آرامش را
مثل بارانِ بیمنت روی روحم میپاشی.
چون هرجا کم آوردم، تو بیصدا کنارم ماندی.
چون وقتی همه جا تاریک شد، فقط نور تو بود که راه را شناخت.
من تو را دوست دارم…
برای لحظههایی که کسی نمیفهمد دلم چه میخواهد،
اما تو میفهمی.
برای وقتهایی که حرف نمیزنم،
ولی تو از سکوتِ من هم مراقبت میکنی.
خدایا… من عاشق توأم،
به خاطر مهربانیات، صبرت، پناه بودنت،
به خاطر اینکه همیشه،
حتی وقتی از تو دورم…
تو از من دور نمیشوی.
دوستت دارم، نه از روی عادت، نه از ترس، نه از نیاز.
دوستت دارم چون هر بار که دلم میلرزد، تویی که آرامش را
مثل بارانِ بیمنت روی روحم میپاشی.
چون هرجا کم آوردم، تو بیصدا کنارم ماندی.
چون وقتی همه جا تاریک شد، فقط نور تو بود که راه را شناخت.
من تو را دوست دارم…
برای لحظههایی که کسی نمیفهمد دلم چه میخواهد،
اما تو میفهمی.
برای وقتهایی که حرف نمیزنم،
ولی تو از سکوتِ من هم مراقبت میکنی.
خدایا… من عاشق توأم،
به خاطر مهربانیات، صبرت، پناه بودنت،
به خاطر اینکه همیشه،
حتی وقتی از تو دورم…
تو از من دور نمیشوی.
- ۶۵۷
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط