بچه که بودیم خونه ی ما تو یه کوچه بود که سر اون کوچه خیاب

بچه که بودیم خونه ی ما تو یه کوچه بود که سر اون کوچه خیابون بود یه نون فانتزی پزی همونجا بود که همیشه بوی نون تازه کل اون فضای اونجا رو میگرفت بخاطر همین من خیلی نون میپزم دقیقا میرم تو بچگیم که همیشه با خواهرم بازی میکردیم کل خاطراتم زنده میشه
واقعا راس میگن بوها جون دارن
مثلا بوی بعضی عطرا یه آدم خاصو یادت میاره یا بعضیاشون خاطرات تلخی برات زنده میکنن که دوسش نداری
این بوی نونم برای من حس خاصی و زنده میکنه دوس داشتم بعداز مدتها یکم باهاتون حرف زده باشم
#as
پ ن پ این عکسم مال قبله اینکه برن تو سینی فر و پخته شن
دیدگاه ها (۹)

**پارت سیزدهم: زمزمه‌هایِ عمارت**لیها با قدم‌هایِ تند از دفت...

پارت: 20 (بخش2) **زاویه دید: زین**صدای باسِ کرکننده‌ی موسیقی...

سلاممم بریم برای پارت شش حمایت شم بآنو/جناب

(وقتی که ترکش کردی و برای همیشه از دستت داد...)

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part آخرجونگکوک سر تکو...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ ۱۵ لایک✅ ۲۰ کامنت...

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

پارت: 13 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخوردِ کارد و چنگالِ...

پارت ۶

محو زیبایی او پارت ۴۹ویو رزا داشتم ته یونگ میبوسیدم که دخترا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط