راستش میدونی؟

راستش میدونی؟
وقتی همه چی تموم میشه...
تازه اولِ راهِ...
گریه ها تازه شروع میشه...
فکرا شروع میشه...
تنهایا شروع میشه...
واسه تو هیچی مهم نیس...
اینکه چه بلایی سرِ من میاد...
واست مهم نیس...
اما یه روزی میرسه با یه دسته گل میای دیدنم
جلوم میشینی...
مثه من اشک میریزی...
اون روز میفهمی چقدر دیر شده...
واسه حرفایی که نباید زده میشد ولی...
واسه کارایی که به خاطر لج کردن کردیو نباید میکردی...
حالا جاهامون عوض شده...
حالا حالِ اون روزامو میفهمی...
اما من دیگه نیستم...
تو هم نگران نباش خاک سرده میگذره...
زود فراموش میکنی... :)
جام پر میشه
دیدگاه ها (۴)

باران حضورت که ببارد ، تنهایی ام خشکسالی اش را تعطیل می کند ...

دلم ، شعرم ، تمامِ آنچه دارم بابِ میل ات نیست ،چه چیزی طُعمه...

می خواهم ” ذره ذره ” داشته باشمتامابرای ...

ساعت روی دیوار ساعت روی میز ساعت دستم و حتی ساعت گوشه ی این ...

𝓹𝓪𝓻𝓽 22همی ویواون وو دستمو کشید انداخت تو یه اتاق و درو بست ...

آخرین دعا 18

یه روز عادی با جی کی چجوری میگذره ؟صبح با نور آفتاب بلند شدم...

پارت ۸۱

̆‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌┈‌۪─ֹ︧︨┈‌۪─ֹ︧︨...

انتقام سخت Part: 2ات: اوه هان واقعا نمیتونم اگه شوهرم بفهمه ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت ششم ۶

سلام دخترا ... روزتون بخیر ، میخواستم باهاتون صحبت کنممن دیگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط