Part

Part76

×ا/ت جواب بده خب تلفنتو
+نمیخوام
×مگه کیه که جواب نمیدی
+اون زنیکه هرزه
×بیتا?
+اسمشو نیار… اسمشو نیار کوککک… منو دیوونه نکن
×ا/ت نمیدونم چرا شبیه شخصیت اصلی فیلمای ایرانی ای شدی که باهم دیدیم (خندید) لات شدی عشقم. .
+کوک بس کن ..حالا واقعا چرا… با چه رویی به من زنگ زده?
×جواب بده لطفا
+عوووف ..خیلی خب
+*بله… چییییییییی????… کجاااا?? کدوم بیمارستان???? گفتم کدوم بیمارستان بردینش??????? (جیغ زدم)
گوشی رو قطع کردمو با چشمای گریون رو به کوک برگشتم
+کوککک.. تروخدا… بیا بریم… بیمارستان… بابابزرگم. .بابایزرگم حالش بد شده بردنش بیمارستان
×باشه برو لباس بپوش پایین منتظرتم
سریع یچیزی سرم کردمو با کوک سمت بیمارستان راه افتادیم ..تموم راه داشتم با دستبندم ور میرفتم و دعا میکردم
×هییش اروم باش… خوب میشه ..اروم باش
+اگه… طوریش شه… اگه اتفاقی براش بیوفته من میمیرم
×نه. .نه هیچی نمیشه اروم باش
دستامو تو دستش گرفت و پاشو بیشتر رو گاز فشار داد
یکم بعد خودمو جلوی بیمارستان دیدم
+بابابزرگم… بابایزرگم کجاست
پرستار:  اروم باشین… اسمشون….
بیتا:  ا/ت اینجاست
با شنیدن صدا رفتم طرفش
+مامان بابا.  .بابایی کجاست?? مامان بگو بابابزرگ من کجاستتتتت(جیغ میزدم )
مامان ا/ت: ا/ت تروخدا اروم باش… گریه نکن مامان جون… گریه نکن
+بابااااااااا(جیغ میزدم )
دکتر :اروم تر لطقا
+بابابزرگم. .کجاست ?
دکتر :تو اتاق عمله سکته قلبی کردن . .
+
دیدگاه ها (۲)

س..سکته?!×ا/تتتتتتتپاهام سست شد و افتادم +حا… حالش… خخووبه?!...

Part77با درد چشمامو باز کردم ×خوبی?? +بابا×ا/ت+بابا.. بابااا...

یاااا… مگه چقدر خوابیدیم مامان بزرگ ا/ت :از 11 صبح دیروز گرف...

Part75عرفان : دایی اونکه شوهرش نیست (خندید) با زدن این حرف ه...

love Between the Tides³¹شبتهیونگرفتم بیمارستان تهیونگ: ببخشی...

قلب یخیپارت ۱۲از زبان ا/ت:هم کنجکاو شده بودم هم ناراحت، نمید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط